___________________________ "به یاد اولین آشنایی:::::::::: ---بهانه--------------- کنار آ شنایی تو آشیانه میکنم فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم کسی سوال میکند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه میکنم........" ___________________________ اما تو باز......
لب تشنه تر از ديروزی ....... بازهم در عطش تلخ تنهايی
می تپی
می شكنی
می سوزی
تا كجا رفتن و
رفتن
تا چه مقدار شكستن! ============== خدا خراب کند تخته سیاه قلب تو را
که از سیاهی بسیار او ندانستی
کدام دست مرا با تو پیوند می زند
کدام دست مرا از تو دور می سازد ================ آن کس که دست من را در دستش می فشرد... مرا به دســـــــــــــــــــت غم داد... به فراموشــــــــــی سپرد... ============ آنکه می گفت منم
بهر تو غمخوارترین
چه دل آزارترین شد
چه دل آزارترین !
×××××××××××××××××× به یاد آرزوهایی که می میرند سکوتی می کنم سنگین تر از فرهااااااااااااااااااااد
×××××××××××××××××× پاییز هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد وقتی از نرده بان باد بالا میرود برگها چه زود به گریه می افتند ××××××××××××××××× گذشتن از اون همه عشق برای من ساده نبود با اینکه پرپر میزدم باید میرفتی دیر یا زود دیگه واسه تموم عمر میگذرم از خواستن تو یه چیزی مثل معجزه ست از این به بعد دیدن تو
............................. آموخته ام .... كه اين عشق است كه زخمها را شفا مي دهد نه زمان . --------------------------- آمو خته ام ...... كه لبخند ارزانترين راهي است كه مي شود با آن نگاه را وسعت داد . ============ تا که بوديم نبوديم کسي......کشت ما راغم بي همنفسي....تا که رفتيم همه يارشدند.....خفته ايم وهمه بيدارشدند.....قدر آيينه بدانيم چوهست......نه در آنوقت که اقبال شکست. ============ با گفتن اینکه؛یافتن عشق غیر ممکن است مانع ورود عشق به زندگی خود نشو. ============