تبليغاتX
..."بهانه ی عشق"... -

..."بهانه ی عشق"...

محال است این که بتوانی دوباره قلب آرام مرا، قلبی که افتادست از کوبش ،بلرزانی، برنجانی محال است

روزها ، ماهها ، سالها میگذرند و من در گذر زمان به دنبال چه میگردم ...

سوالی که کسی به پاسخش نرسید ، پس تلاش بیهوده برای چیست

برای پیدا کردن جوابی که وجود ندارد ، خسته از تکرار بی پایان ...

و روح من در تلاطم در فراز و نشیبی بی پایان ...

ای کاش میدانستم ...

حدیث از مطرب و می گو راز دهر کمتر جو          که کس نگشوید و نگشاید به حکمت این معما را

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 23:49  توسط  "خوشکل عاشق "  |